تبليغاتX
سوال های بی جواب
امشب در شعرش شاعر پرپر زند دوباره

 

به خاک پای کوروش بوسه زند صد باره

 

 تنهاترین مرد شبم در این شب وحشت زا

 

پایان بده ایران دخت به این شب شب افزا

 

 ما از نسل کاوه ایم خون ما از آرش است

 

ما از نسل اهورا قلب ما از آتش است

 

از قفسم مترسان من زاده ی زندانم

 

عشق را چه باک عاشق خاک پاک ایرانم

 

چه بد در بیت قبلی قافیه ام رقم خورد

 

نام وطن با زندان هوش از سر شاعر برد

 

مگر نگفته اند وطن گهواره شیران است ؟

 

شیر در زنجیر به دور از نام پاک ایران است

 

این چیست که مادر من گرفته است به دندان

 

گویند که این حجاب است نجابت ما رندان

 

پوفیوز عرب نواز خواهر من نجیب است

 

با رنگ دستمال تو تمدنش غریب است

 

تاریخ ما کوروش است ما را به خواب گرفتند

 

سنگ قبر کوروش را دیشب به آب گرفتند

 

ما آریا آفتابیم چه شد خورشید زندان شد ؟

 

چه شد که نام زندان قافیه اش ایران شد ؟

 

شاعر بس کن که باز هم خنجر زدی به این تن

 

باز شد که نام زندان قافیه این وطن ! 

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 12:52 |
29 بهمن ماه :
سپندار مذگان، روز عشاق ایرانی

 

كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.... آیا زمان آن نرسیده است كه همچون سال های اخیر و گسترش جشن های سده و مهرگان در ایران نسبت به پیش تر، سپندار مذگان را هم گرامی بداریم ؟

 

 

من برنده ام ....
چون:
میدانم اگر نوری نمیبینم به خاطر این نیست که افتاب نمی تابد.من دریچه ها را بسته ام.

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 14:42 |